منوی بالایی تان را از منوهای وردپرس انتخاب نمایید
۴۶۸*۶۰
   

دانلود رمان نبض تپنده(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

دانلود رمان نبض تپنده(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

قسمتی از این رمان زیبا:

سامان خیلی از خوبها رو در کنار هم داشت . چهره ای جوان پسند ، وضع مالی خوب ، تیپ جدید و
مطابق با ذوق دخترونه من ، رفتاری آقا منشانه و متین ، مهربون توام با احساس احترامی که همیشه
بدنبالش بودم . در تمام اوقاتی که با او در حال بحث یا صحبت بودم ، هیچ وقت سعی نمیکرد عقیده
خودش روبه من تحمیل کنه واین برای منی که درتمام طول عمرم همه اطرافیان به نوعی سعی داشتن
عقاید خودشون رو بهم بچپونن ، ارزش خیلی زیادی داشت .

روز به روز تفاوتهای فاحش میون سامان و برادرام ، منو در نزدیک شدن به سامان ترغیب میکرد . کم کم
مجاب میشدم که سامان میتونه نیمه گمشده و تکمیل کننده من باشه .

من دلم میخواست زندگی رو از دریچه ی سادگیها ببینم . زندگی پیچیده نمیخواستم . دلم لک میزد برای
یه نگاه شفاف که تا اعماق دل آدم رو نشون بده . یه نگاه که زیر بم شخصیت آدم توش پیدا باشه . از
نگاه غوطه ور تو چشمای امثال حمید متنفر بودم . خشونت نگاه شهید ، رعب آور بود . توی نی نی
چشمای سعید هیچ خطی خوندنی نبود . دلم یه خط ننوشته میخواست که از توش یه کتاب مطلب بشه
استخراج کرد . محبت ، سادگی ، عشق ، متانت ، حجب و حیا ، ایمان به خیلی چیزا علاوه بر خدا .

یه نگاه که به چشمای میشی سامان می نداختم ، داد میزد که از سادگی بیچارست . من عاشق
همین سادگیها بودم . زل که میزدم تو آینه چشماش ، یه وجدان راحت توش خوابیده بود ، من با همین
وجدان راحت ، آرامش پیدا میکردم . چشم که میچرخوند رو جزء جزء اعضای صورتم ، عشق و محبت رو
ساتع میکرد و وجودم رو داغ ، من کشته مرده همین محبتای خالصانه بودم . یه رگ بیحیایی که زیر
پوستم میزد ، تشخیص حجب و حیای ذاتی تو چشماش برام نانوشته خوندنی بود ، عاشق همین
حجب و حیا به زبون نیاوردنیش بودم .

گاهی دلم میخواست ، خیلی دخترونه ، خودمو به سامان نزدیک تر کنم . اما در کمال تعجب ، با اینکه به
ظاهر از خانواده ای اپن مایند و بی تعصب بودن ، این دوری کردنای سامان ، منو تو بهت میکشوند .

سامان به من نزدیک بود ، با من صمیمی بود . من رو تو میگفت ، راحت درد و دل میکرد ، به حجابم گیر
نمیداد،ولی عجباکه تعصبی بود.این تعصب اصلا با اون چیزی که به اسم تعصب از اطرافیانم تا اون سن
دیده بودم ، زمین تا آسمون توفیر داشت . این که تو دانشکده زیاد پا پیم نمیشد و حد خودش رو نگه
میداشت ، ولی دورا دور هوامو داشت و احیانا اگه پسری نزدیکم میشد مثل آوار رو سرش خراب میشد ،
حالتی از تعصبی شیرین رو برام تداعی میکرد .

فرمت : ZIP / حجم: ۷۶۱ KB – دانلود رمان نبض تپنده برای جاوا
دانلود رمان نبض تپنده(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)
فرمت : ZIP / حجم: ۸۸۶ KB – دانلود رمان نبض تپنده برای آندروید
دانلود رمان نبض تپنده(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)
فرمت : ZIP / حجم: ۱٫۹۷ MB – دانلود رمان نبض تپنده برای pdf
دانلود رمان نبض تپنده(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)
فرمت : ZIP / حجم: ۲۷۷ KB – دانلود رمان نبض تپنده برای آیفون و تبلت
دانلود رمان نبض تپنده(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

مطالب مرتبط:

1 دیدگاه

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *